لذت چیز مرموزیه!!! وقتی فارغ از حرف و نگاه دیگران، میشینی لب جوب که یدقه خستگی در کنی... یا تو ازدحامِ سرسام آورِ مردم، هـِدفـونت رو بچپونی تو گوشِت و دلچسب ترین آهنگتو با آخرین ولوم گوش کنی... یا اون لیوانی که ازش متنفری، جلو چشمت اتفاقی از دست یکی بیفته و بشکنه... یا ناخواسته بطرز عجیب و نادری تعادلـتو از دست بدی و پرت بشی رو یه درختچـه!!! برای لذت بردن فقط کافیه که دستتو به جایی قلاب نکنی و بی خیال بیفتی...

گاهی از لذت به اوج ِتعادل و ریتم میرسی، و گاهی در اوج ِ بی تعادلی، به لذت!