پـــــ و و و و ... ه
از پـس روز سنگــیـن ات
شب را
به سـراغ می روی
در هــشـت ساعـتِ ناقابل
در ساعــاتی که ناگـزیر آرامشـی ،
همچنـان ِ هـر شـب ات ،
پیـچ و لـــول ِ بی خـوابی است ...
هـر ثانیه، یک ساعت !
هـر دقیـقه، یک روز !
هر ساعت اش، به مــاهها و به ســالها ...
"خواب" اگـر خود بـداند
چـه گـــواراسـت
بیـدار نمی شود !
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۲/۱۷ ساعت 3:41 توسط دناگ
|