زندگیْ بازی

۱۳۸۴

 

 

دیــوارای اتـاقـم ،

بزرگـن و سفیـدن

گاهی تو این فکر میرم

جون میده شکل کشیدن !

 

رو دیوار سمت راست ،

خورشید و خونه و گل

یه رود پهـن  و زیبـا

به روی  رودخـونه، پل

رودخونه! دوست نداشتی

که چند تا ماهی داشتی ؟

 

رو دیـوار روبرو

یه کلــۀ  گـردالــو ...

که جز چاهـارتا چـوبک ،

داره  دو چــشم  و ابـرو !

دماغ  و دهـن ، شیکمبه

یه  آدم  با جــنـبـه ...

کـلاه  مخمـل  به  سرش

پوستین  چرمی  به  تنش

آهـای  یارو! کلـه گـردالـو!

زن نمی خوای لـُـپ آلبالـو؟

 

دیوار چپی ،  یه پنجره

با پرده ی  گل من گلی !

پر میکشه  به این  طرف

کـبـوتر کــاکل زری

آهای آهای کاکل زری!

تنـت سفـید و مخـمـلی !

دلـت نمی خــواد بشینی

کنـار یه گلــدون گلـی ؟

 

*

 

چار دیواری، چار دیواری

اتـاق کـوچـیک خـواهـری

یـه خـواهـر چــِش عسـلی

گـیســو کمـنـد و لـپ گلـی

وقتی که رفت، مثل پـری

خونه ی  جدید شوهری ؛

وقتی  می آد، هنوز “عروس”

با  لـپای  سـرخ  گلی ...

 

 

چادرشـو  ور  می داره

بغـل مامان جا می گیره

دسـت  مامان  دور تنش

همـش  می لـرزه  بدنش

سرشـو که بالا می گیره

برق چشـاش خونه رو روشن میکنه

می رم جلو، ببیـنتم

وقتی که دید آغوششـو باز میکنه

 

*

 

مـدادمـو ور می دارم

جلـوی همون آدمکه ،

رو اون  دیـوار آخری ،

یه آدم  دیـگه  می ذارم 

گیسـو سیا؛ چشـم عسلی ؛

لـپای سرخ؛ عین  پری !

فـرشــتۀ  روی  زمـین !

کسـی  نباشه  تو کمـیـن

تـو رَم بیـاد  ورت  داره ،

تنهـای  تنهـام  بــذاره !؟

تنــها  نمی خوام  بمـونم

هیچکی اینـو دوس  نداره

 

 

آهای  آهای  کلاه  مخملی !

سیبیل  سـیا ، مــو فرفری !

چـرا  داری  پَرپر می زنی ؟

کجـا رو داری  دیـد میزنی ؟

خیـال  باطــل  نکـنـی

دِلـتو بهش خوش نکنی

با اون نـگاه مـردونت ،

چـِـشو گوششو وا می کنی!

فرشتمـون، حـالا حـالا هـا

مونده بخواد به این چیـزا فکر بکنه

ذهنشـو مشغـول نکنـی

مونده بخواد چـارقد سفید سرش کنه

دلـش رو آشـوب نکنی

تازه بخواد بزرگ بشه،

اینطوری نیست راحت بیاد زنت بشه !

خواسـتگارا هزار هزار ...

مهـریه هـا کلـون کلـون ...

پارچۀ حـریر، تاج طـلا

خونۀ بزرگ، قد آسمون!

 

خب حالا بگو مـو فرفری

چقـد علاقه داری به پری؟

اگه ببینم قد آسمون دوسش داری،

وقتش رسید، بهت می گم

مامـان و بابات رو بیاری

 

*

 

چـار دیواری، چـار دیواری

اتـاق کـوچـیـک خـواهـری

یه خواهـر چـشم عسـلی

گـیـسـو سـیاه و لـپ گلـی

وقتی که رفت، مثل پـری

خــونـۀ جــدیـد شــوهـری

وقتی میاد، هنوز عروس!

با لپای سرخ گلی ...

 

 *

 

رودخونـۀ  دیوار من،

آبیـه  مـثل آسـمــون

خالـیه مثل خونـمـون

جاریه مثل اشکامون

رودخــونۀ آبـی مـن!

نری و بذاری تنهامون...

 

کبوتر کاکل زریم

اونطوری نیست، مثل قدیم

اون قدیما، وقتی می اومد اینورا

توی اتاق یه چـرخ می زد

از روی رودخونه و پل،

خـورشــیـد و گـل،

از کنار مـوفرفری

رد می شد و آخرشَـم

می شـِسـت رو شونۀ پری!

با نـگاهـاش نشـون می داد

حرف دل مــو فرفری...

 

آهای پری! آهای آهای مـو فرفری!

خـبـر نـدارید از حـال کـاکل زری؟

نکنه یوقت غصه داره

بره مـا رو تنها بذاره؟!

تنـها نمی خـوام بمـونم

هیچکی اینو دوس نداره

 

کاکل زری!

تنت سفید و مخملی!

نری ما رو تنها بذاری

پـر نزنی بــری بیـرون

دیگه اینـورا سـر نزنی!

می خوای برات یه گلدون گل بکشم؟

وقتی می آی ، بشیـنــی پـاش

به دونه هات  تـوک بــزنی؟!

دونۀ  تازه  می کشم

یه ظرف پر آب می کشم

تنهام نذار، بمون پیشم!

 

 

هر روز و هر روز که می شه

حس می کنم  پریم داره بزرگ می شه

نمی دونم چه حـالیه

اما اصـَن خوب نمی شه!

اگه پری مون بزرگ بشه،

مثل یه غنـچه وا بـشـه،

پنجره رو خودش بیـاد وا بکنه

نـگاهـای کـبـوتـرو معـنا بـکنه،

تو نقاشیش خونه و خورشید نکشه

گل نکشــه

ساز بکشه!

لحظه ها رو یادش بیاد،

ثانیه هاش طـول بکشه!

تاپ تاپ قـلبـــو بشـنوه

آواز مـردو بشـنوه،

اونـوقـت  دیـگه

این دیوارو دوس نداره!

نـره منـو تنها بـذاره؟!

 

 

رود بزرگ و آبی!

تـو دیگه چـرا بی تابی؟

نکنه تو ام بزرگ شدی،

از این دیوار خسته شدی؟

نکـنه که دریا دیـدی،

دِلــو از اینجا بریدی؟

تو که دیگه راضی بودی

با اینکه خـالی بودی...

نکنـه دلت ماهی می خـواد

ماهی رنگارنگ می خواد؟

اگه  تـو بخوای، برات یه مـاهی می کشـم

دلت بخواد اِدامـــتـو روی دیوارا می کشم

بـالا بـری... پائـین بیـای

اونور بری... اینور بیای

اگه اینطوری دور اتاق چرخ بزنی،

دریـا رو دیـگه  نمی بیـنی

هـوس کـنی بخـوای بـری!

 

 

مــو فـرفری! چـیزی بـگـو

اگه می دونی، راستشو بگو

چرا اینا اینجوری شدن؟

نکنه یوقت هوایی شدن؟

از این اتاق خسته شدن!؟

می خوان برن؟

کجا برن؟

منی رو که از صبح تا غروب

کنـارشـون، پا به پا شـون

توی اتـاق، همـبازیشـون

مراقبشون میشـِستم و نگرانشون

چجـوری  مـی آد  دلـشـون

تنهـام بـذارن همشـون؟!

مـو فـرفـری!

لـب  وا  بکـن

کلاهـتو وَردار از سرت

یدقـه منـو نـگا بکـن!

رودخونه داره خشک می شه

می خـواد یواش یواش بـره

ابر بشه ... بارون بشه

یه جای دیگه  رود خونه  شه!

واسۀ همین،

می خوام یه کاری بکنم

خورشید بالا سرشو پاک بکنم!

کبوترو براش یه گلدون کشیدم

گل کشیدم، برگ کشیدم!

وقتی دیدم هنوز دلش می خواد بره،

برای اون پنجـرهه

دَرای بسـته کشیدم!

 

*

 

چار دیواری، چار دیواری

اتـاق کـوچیـک خـواهـری

یه خـواهـر چـشم عسـلی

گـیسـو سـیاه و لـپ گلـی

وقتی که رفت، مثل پری

خـونۀ جـدیـد  شـوهـری

وقتی میاد، هنوز عروس!

با لــپای سـرخ ِ گلی ...

فـرشـتۀ  روی  زمیـن!

کی بود نشسته بود کمین؟

تو رو اومد  وَرت  داره

تنهای تنهـام  بـذاره!؟

کی بود اومد مثل پری،

از اینجا بُردت یه وَری؟

وقتی بیای گریه کنی

دلتنگیــتـو تمـوم کنـی

گریه کنی، گریه کنی...

 

نکنه که لـپِ سُــرخت

سرخی سیب و گل نیس،

سرخی درد و سـرما س؟!

نکنه که اون گریه هات

گریۀ خـوشـحالی نیـس،

گریۀ قـلـب تنـهاس؟!

 

 *

 

دیـوارای اتــاقـم

همش شده عذابم

اینور پری نشـسته

تنها و دل شیکسته

جـلوش کـلاه مخمـلی،

ساکت و سرد و خسته

کاکل زری تـو دسـتش،

انـگار بالاش شیکسته.

رود بزرگ و آبیـم،

نیس دیگه مثل قدیم

جاری و پر صدا بود

خـالی ولی  رهـا بود.

 

حـالا همه شون یه گوشــَن

آرومـن و خامـوشَـن

نکنه فـکـر فـرارَن؟

نکنه که خوابم، برن؟

نمی ذارم  جـُدا  شن

قاطی مــردُما  شـن

خودم اونا رو کشیدم!

رو دیــوار سـفـیـدم!

بشن همینجا زندون!

نقاشیای بی جـون...

 

منـو دیگه دوس ندارن

تنهام می خـوان بذارن

یادش بخیر اون زمون

شـادی اومد خــونمون

مـثه دونــه هـای انـار،

کـوچولو بودن رو دیوار.

کنـار مـن می مـونـدن،

همراه من می خـوندن.

دیــوارای اتـاقـم،

کاشکی سفـید می مـوندن ...