سـنگ!
سـنگ!
چـیسـتـی تـو؟
کـیـستـی؟
پیـرمـرد خـسـته آخـرِ خط ات کجـاست؟
بی جان ِ جـاودان!
عـمر گـــران تـو آخـر ز چـیسـت؟
کـیسـتی نگـون بخـت
چـیستـی ای سـخت سـنگ
براسـتی، مظـهـر قسـاوتی آیا ؟
پیـرِمـرد
آخر بگو، منفــور آدمــیانی یـا تکـیه گاهـشــان؟
ای کـه دلـشکسـته از سـخـتی ات،
به سـختی ات، تکــیه می کـند
و از گــریه اش
نم نمــک آب می شـوی و هنــوز
اســباب دل شکــن ای ... ؛
ای زبان بسـته مــــردِ روزگاران !
دیـرینه مفـرّ !
فیــروزه بان !
ایـن خط ّ و خــال،
آخـر
چه بخـتــی است
که بــود اش، امـیری عـرش و
نبـود اش
فـرش آدمـــیان ... ؟
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۱/۱۴ ساعت 19:52 توسط دناگ
|
