فریــاد ...
راه فـراری کجـــا
کز سـوزشِ زخمی چُنیـن
با قلب پاره پاره و چشمـان بی فـروغ و پای برهـنه بدان ســو روم ؟!
این زخــم ،
از دسـتِ بی حمیّت بیگانگان بی هدف بی نیـاز نبــود
فریـــاد ... کین زخــم
فرجام صِدق و سـازش خَلقی چو خویــــش،
در آسـتانه ی مرگِ "گذشـــت" و تولّدِ "دریــــغ" بود ...
این زخمِ زخمیِ بی بخـــت،
فریــاد
کــز کُرّگــی،
مغلـوبِ دشـنه های کــوکی سرکــوب بود ...