و تو
در اندیشـه ی کدامین لعب
به ســودای نیـرنگ و صداقـت نشسته ای ؟
مگر نه اینســت که اشک
آه مصوری است، تسلی فرجـــام یک دروغ ؟!
دروغی ثقیـــل ...
پس دلخوش کدامین وجــــود
کدامین وجـدان
کدامین ریشــه
می تـوان نشسـت ؟
آن ســــان که حمیت
چون صداقت
به بردگی فریـــب، قد خمیده است !؟
آن سـان که شـرف ...
لعبـــان کودکی نفـس می شود !؟
آن سـان که رؤیت اشــــک
تنــها
غـذایی است برای حیات ســـوء !!؟
و تــو ...
در اندیشـه ی کدامین لعـب
به ســودای رنگ و صداقـت نشســته ای ؟