پایــان ایستگاه
سیاهی
نقـــاط محو نورانی و معلـق
جفت جفت
جفت جفت
لرزشی خفیف
ریز ... ممـــتد
صدای خــــش دار زن دستــفروش
که " بـــدل، بدلیجات "
و برق چشمــان طماع بر چهره هایی بی تفـاوت
"بدل، بدلیجــات "
بیــــرون
سیاهـی
و نقاط نورانی
محـــو، دور
جفت جفت
تونــل ... ایستگاه
و تصویر زنی حجـــیم بر شیـشه
جنبشی خــزش وار سمت پنجـره
و آشغـــالی که بیرون پرتاب می شــود
توقـف
و فریاد معترض مــامور ایستـگاه
. . .